انضباط کودکان

رسیدن به یک حد مشخص  از نظم و اطاعت با تربیت و کنترل، ‌تنبیه کردن ، جریمه کردن ،‌ تأدیب ،‌و سرزنش کردن.

کلمه ی انضباط اصطلاحاتی  از قبیل سازمان ، همکاری، تشریک مساعی  ،‌ دانستن و پیروی کردن  قوانین و خط مشی ها واحترام به حقوق دیگران را در ذهن تداعی می کند.

تربیت به وسیله آموزش و تمرین  یکی دیگر از معانی انضباط است . که همراه آن معانی دیگری را دارد: پرورش دادن، مربی بودن،‌ تمرین کردن،‌آموزش دادن ،یاد دادن ، درس دادن ،‌تربیت کردن، ‌اطلاع دادن،‌ روشن کردن ،‌ تلقین کردن ،‌ آموختن ،‌اصول نخستین را یاد دادن ،‌آماده ساختن،‌ کنترل کردن،پروردن،‌ راهنمایی کردن، و آشنا ساختن.

این نکته مهم و قابل توجه است که بدانیم نوع انضباطی که از تعلیم و تربیت و دادن اطلاعات به کودکان ناشی می شود ،‌دارای تأثیر پذیزی مثبت است ،‌درحالی که نوع محدودیت و تنبیه کردن آنان صرفاً‌ تلاش برای کنترل آنها است.

تفاوت کنترل کردن بچه ها و تأثیر گذاردن روی آنها هنوز در سطح وسیعی ناشناخته است و این خود مسئله پیچیده و بغرنجی درامر تعلیم و تربیت است . طبیعی است که اغلب والدین و معلمان در این فرایند چیزی بیشتر از تأثیر گذاردن روی بچه ها و درنتیجه اثر مثبت داشتن بر زندگی

آنها نمی خواهند، ‌اما دراین شوق به تأثیر گذاری، متأسفانه بیشتر بزرگسالان به جای به کارگیری روشهای تأثیر گذاری به دام می افتند و در مورد بچه ها به تحمیل محدودیت می پردازند،‌دستور می دهند، فرمان صادر می کنند، تنبیه می کنند، ویا آنان را تهدید به تنبیه می کنند.    به منظور گذاشتن اثری عمیق و مداوم بر زندگی کودکان و نوجوانان ،‌ بزرگسالان باید از انجام هرگونه روش های قدرت مندانه و توسل به زور برای کنترل بچه ها خودداری ورزند و به جای آن از روشهای مفید و جدیدی استفاده کنند که توان آن ها را در اثر گذاری مثبت بر زندگی جوانان بالا ببرد.

برنامه های انظباط با واسطه آموزش و تعلیم و تربیت در والدین و معلمان تغییرات اساسی نگرشی نسبت به رفتار کودکان ایجاد می کند. اکثر والدین و معلمان به کودکان با دید با ادب و بی ادب نگاه می کنند. این گونه نامگذاری معمولاً از زمانی که کودک بسیار کوچک است شروع می شود. در برنامه ی آموزشی ، سعی می شود به والدین تفهیم شود که کودکان واقعاً بی ادب نیستند.

 

بزرگتر ها وقتی بچه ای را بی ادب می دانند که بعضی از رفتار های او مخالف با آن چیزی باشد که از او خواسته شده است،‌ بنابراین بی ادب خواندن بچه ها بستگی به قضاوت ارزشی بزرگتر ها دارد. درحقیقت بی ادبی  یک رفتار خاص کودک است که بزرگتر ها بع عنوان یک رفتار ناپسند به حساب می آورند. بدی رفتار واقعاً‌ چیزی است که در ذهن بزرگتر ها وجود دارد نه درذهن کودکان. درواقع این بزرگسال سات که بدی را  احساس  می کند و با آن مأنوس است نه کودک.

 

وقتی والدین و معلمان این تفاوت فاحش را درک کردند، ‌نگرش های خود را نسبت به فرزندان یا دانش آموزان تغییر می دهند . آنها سعی می کنندتمام فعالیت های کودکان را به عنوان رفتار هایی منحصراً برای رفع نیاز هایشان در نظر بگیرند. وتقی آنها کودکان را به عنوان افاردی نظیر خود بدانند که برای رفع نیاز های طبیعی خود دست به رفتارهای متنوعی می زنند،‌ کمتر علاقه نشان می دهند که رفتار ها را به عنوان خوب یا بد ارزشیابی کنند.

 

مشکل آفرین کیست؟

 

برای کمک به مردم برای این تغییر و جابجایی ،‌ما از مفهوم «صاحب مشکل » استفاده می کنیم . زمانی که کودک عملی را انجام می دهد که مانع ارضای بعضی از نیاز های شما می شود ودرنتیجه شمارا دچار مشکل و دردسر می کند،‌آن را یک رفتار غیر قابل قبول می دانید ،‌در واقع این شما هستید که «صاحب مشکل » هستید.

 

اما زمانی که مانعی سر را ه ارضای بعضی از نیاز های کودک قرار می گیرد ،‌کودک دارای مشکل می شود . این وقتی است که کودک صاحب مشکل است.

 

حالا سعی کنید از پنچره ی مستطیل شکلی رفتار کودک را مشاهده کنید. بعضی از رفتار ها قابل قبول و بعضی ها غیر قابل قبول هستند. رفتار هایی که غیر قابل قبول هستند در قسمت پایین پنجره واقع است . جایی که مشکل مربوط به بزرگتر ها است.

 

  1. رفتار های کودک که برای خود مشکل ایجاد می کند.   (رفتار قابل قبول)

 

  • وقتی والدین مشغول تلفن کردن هستند ،‌کودک سروصدا می کند.
  • کودک با کفش کثیف به اتاق نشیمن می رود.

 

  1. رفتار های کودک که نه برای خود و نه برای بزرگتر ها مشکل ایجاد می کند.    

 

  • کودک از اینکه کسی را ندارد که با اوبازی کند نگران است.
  • کودک می گوید که یکی از دوستانش با او قهر کرده است.       

 

  1. رفتار های کودک که برای بزرگتر ها مشکل ایجاد می کند. (رفتار غیر قابل قبول).

 

  • ·        وقتی که کودک از انجام فعالیتی به طور مستقل یا با بزرگتر ها لذت می برد.
  • ·         «پیام من»

 

به جای استفاده از « پیام تو » که  دارای بارسنگین سرزنش،داوری،‌ انتقاد،‌ واجباراست،‌ می توان از « پیام من» استفاده کرد .

 

« پیام تو »

 

  • ·        تو باید بیشتر از آنچه انجام می دهی بدانی.
  • ·        ساکت می شوی یا بیرونت کنم.
  • ·        تو باید از خودت خجالت بکشی.
  • ·        تو داری مرا دیوانه می کنی.

 

 

 

 

 

 «پیام من» فاقد بار سرزنش و ارزیابی است که به کودک اعلام می کند بزرگتر چه احساسی در برابر بعضی از رفتار های ناپسند او دارد. به عنوان مثال :

 

"وقتی صدای تلویزیون اینقدر بلند است ،‌من نمی توانم  با مادرت صحبت کنم"

 

"وقتی من باید این همه برای آماده شدن تو برای رفتن به مدرسه معطل شوم، دیر سرکارم    می رسم و رئیسم از من عصبانی می شود.

 

درپیام های من ، که حاوی احساس درونی فرستنده ی پیام است،‌ بزرگتر احساس مسئولیت  می کند، چون مشکل از آن اوست و آنها احتمالاً این امکان را فراهم می کنند که کودک بدون تأکید بزرگتر ها رفتارش را تغییر دهد. اگر کودکان به خاطر رفتارشان تحقیر و سرزنش نشوند، زمانی که فهمیدند برای دیگران مشکل و دردسر آفریده اند، خود تمایل دارند که در رفتارشان تجدید نظر کرده آن را اصلاح کنند.

 

اما درمورد «پیام های تو» اینگونه نیست چنین پیام هایی برای رشد عزت نفس کودکان زیان آور است. تعجبی ندارد اگر کودکان با برگرداندن پاسخ هایی با پیام های تو دست به تلافی بزنند، دراین صورت صحنه تبدیل به یک جدال لفظی می شود که حاصل آن جریحه دار شدن احساسات کودکان ،گریه ،‌کوبیدن در،‌ یا ترس از تنبیه خواهد شد.

 

« پیام من» تأکید به تساوی بین بزرگتر ها و کودکان دارد . همچنین می دانیم که تأثیر مهم و ارزنده ی این پیام این است که برای رفع مشکلات در جریان ارتباط از کودکان تقاضای کمک می شود. حتماً‌ به یاد   می آورید که وقتی کودک بودید ، اگر درخواست کمکی از شما می شد ده برابر بیشتر مایل بودید  رفتارتان را اصلاح کنید تا زمانی که مورد توبیخ ، تنبیه ، ‌سرزنش ویاتحقیر نظیر اینها قرار می گرفتید:

 

« پیام های من» به دو دلیل می تواند پیام های مسئولانه هم باشند:

 

 (1) بزرگسالی که « پیام من» ارسال می کند،‌ مسئولیت شرایط درونی خودش را به عهده می گیرد. احساساتش را بیان می کند،‌ مسئولیت ارزشیابی خود را باکودک آزادانه تقسیم می کند.

 

(2) « پیام های من» برخلاف« پیام تو »،‌ مسئولیت تغییر رفتار های نامطلوب را به عهده ی خود کودک می سپارند و کودک تمایل بیشتری از خود نشان می دهد که ملاحظه گر ‌، سودمند ،‌ و مفید باشد تایک فرد آزار رسان ،‌ عصبانی ،‌و انتقام جو.

 

« پیام های من» دارای سه معیار مؤثر ارتباطی است :

 

1     به احتمال زیاد میل به تغییر را افزایش خواهد داد.

 

2   ارزشیابی منفی از کودک یا شاگرد را به حداقل  خواهد رساند.

 

3   به ارتباط لطمه ای وارد نخواهد کرد

 

برگزیده ای ازفصل اول وششم  کتاب «خود انظباطی کودک و نوجوان»  نوشته ی «توماس گوردن» ترجمه ی «دکتر احمد زندی»